صفحه نخست
تماس با من
آمار و خروجی RSS RSS 2.0
لوگوی دوستان سلام 
احوال شما؟خوبين ؟خوشين؟خانم بچه ها ؟
خيلي وقته يه اپ توپ نكردم اخه انگيزه نميدين به ادم كه ... ميخوام اين پستم يه توپ باشه كه صدا كنه ...شايدم يه توپ كه گل بشه شايدم اوت بشه ... نشدم نشد ديگه چي كار كنم ؟!!!
الان كه دارم مينويسم ضبطه داره ونگ ونگ ميكنه .... مامان با تلفن به خواهرش زنگ ميكنه .... بابا داره فكر ميكنه منو چه جوري دست به سر كنه.... داش كايكو داره ته قابلمه رو در ميكنه(همون سوراخ ميكنه) .... اين داداش ما به قابلمه خالي هم رحم نميكنه.... جوجمونم نميدونم كجاست صداش نميياد لابد داره خرابكاري ميكنه.
بذارين از ديروز بگم چند وقت پيش يه اگهي ديدم در مورد تحصيلات انفورماتيك تو رشته خودم و اين حرفا زنگ زدم و شمارمو گرفت كه زنگ بزنه و اون حرفا ديروز زنگ زدن و اين حرفا ازم دعوت به عمل اوردن كه برم جلسه توجيهي و اون حرفا با يكي از بچه ها قرار گذاشتيم و رفتيم وقتي رسيديم جلسه توجيهي تموم تموم شده بود و كلي ضايع و اين حرفا البته سانس بعدي هم داشت و اون حرفا منتظر مونديم تا سانس بعدي يه ساعت گذشت كسي نيومد مهديه گفت پا شو بريم بابا لب تاب نديده بوديم كه ديديم و اين حرفا (اخه اونجا يه اتاق بود با يه بيستايي سيستم و البته صندلي و لب تاب(درست نوشتم؟)تو تب و تاب بيخيال شدن بوديم كه يهو يكي پيداش شد من كه تا ديدمش حسابش خندم گرفت با اون موهاش انگار رفته باشه جلوي ايينه و اين حرفا كلي ور رفته باشه بيگودي و ژل و روغن بادوم تلخ و نباتي و اون حرفا بعد كه ديده مدلش هموني نشده كه ميخواسته اعصابش ميريزه بهم و با جفت دستاش بهم ميريزه موهاشو ميگه اها خوبت شد اصلا همينجوري ميرم ميخوان بخان ميخان نخان و اون حرفا جالب اينجاست كه احساس مو قشنگي هم ميكرد خلاصه 5 مين بعد يه اقايي هوخشتريي ظاهر شد هنوز نه به دار بود نه به بار و اين حرفا از راه دورش ميناليد بابا جان صبر كن بياد توجيه كه شدي بعد چونه مسيرتو بزن و همون حرفا بعدم يه اقاي مسني اومد كه رو پيشونيش نوشته بود زگهواره تا گور و اون حرفا و يه بچه سوسول كه معلوم بود سنگين تر از قاشق چنگال چيزي دستش نگرفته و اينها حرفا خوب جمع دانش پژوهان تكميل شد حالا اساتيد تشريف فرماييدند اوه اول مدير اون موسسه تو ايران يه اقاي نيمه كچل با كلي افه خارجكي و يه عالمه پشت چشم موش بخورتش و چند تا استاد كه سوژه خاصي نداشتن حالا جالبيش از اينجا به بعده و اين حرفا ميدونين چي ميگفت عمرا بدونين من كه داغ كردم شنيدم و واي چه حرفا مقدمه رو بيخي ميشم اصل مطلب ترمي يك ميليون و هفتصد هزار تون بود به حروف نوشتم كه ...... اين حرفا از قرار سه سال ايران سال چهارم ميفرستادن انگليس تا بشي ليسانس خارجي و اون حرفا جالبه ميگفت استقبال خوبي هم شده و خواهد شد و از اون حرفا نميدونم واقعا تو مملكتي كه بعضيا تو شام شبشون موندن چه جوريه كه مردم ميرن با اين شهريه ها درس ميخونن ؟؟؟؟؟؟؟؟ من كه فكر كنم تو اين دو سال يه سه ميليوني خرج شهريه و دانشگاه و رفت و امد و خوابگاه و .......... كرده باشم دارم از عذاب وجدان ميميرم(جون خودم)وليكن خدايي خيلي اذيت شدم وعمرا ديگه حاضر نيستم پول بدم مدرك بگيرم به شما هم توصيه ميكنم اين كارو نكنين و اون حرفا جيب باباتونو خالي ميكنن و اون حرفا و به هر بهونه اي كه شده ميتيغنتون ولي نصف امكاناتي كه دانشگاههاي دولتي داره رو در اختيارتون نميذارن و همون حرفا
خلاصه كه اين اپم هم شد عين بقيه پستام حتي بي نمك تر و اين حرفا به من چه من با انگيزه شروع كردم تهش اينجوري شد (واي به اين كه بي انگيزه شروع ميشد)
راستي انتخابات مبارك. تو به كي راي ميدي؟ من نميدونم؟ هنوز تصميم نگرفتم به يكي راي ميدم كه يه كاري كنه كه ديگه يكي پولش از پارو بالا نره و اون يكي به خاطر پول از پارو بالا بره و يه عالمه مشكل ديگه اي كه داريم و ميشه با تدبير درست حسابي حلش كنه ببرطرفه ما كه اين همه كانديد داريم يكي از تربت جام پاشده اومده اون يكي بساطيه اون يكي رو يه پلاكارد كه روش نوشته نوكر ملت ايرنو انداخته دور گردنش تا ثابت كنه اره منم ... اون يكي چون ديپورد شده و بيكاره كانديد شده و اون اعتماد به نفسي كه 18 سالشه و توقع داره راي بياره و اون يكي كه ميخواد انسانيت ادما رو با اجباري كردن جاروي ده متر از خيابون بسنجه و يه عالمه ادماي رنگارنگ كه ته اعتماد به نفس هستن و رفتن فرم پر كردن وقتي اينهمه دلسوز داريم چه باكي چه دردي؟.......... خداييش چه خبره چه بلايي ميخواد سر ما و مملكتمون بياد؟؟؟؟؟؟؟؟
واي مامانم گفته سياسي نشم يادم رفته بود اينم گفتم بدونيد ابجيتون اينكاره هم هست مشكلي چيزي داشتين بپرسيد نداستن يا پرسيدن مسئله عيب است 
زيادي حرف زدم ميدونم معذرت ببخشيد چند روز پيش يه جك توپ ببا واسم فرستاد واستون مينويسم كه خستگيتون در بره:
يه خانمي دو قلو حامله بوده يه پسركاكل زري يه دخمل ماماني(اينهو من) 9 ماهش تموم ميشه خبري از بچه هاش نميشه ميره سونو گرافي دكتره ميگه خانم پسرتون بند نافشو انداخته گردن دخترتون گفته جون داداش نميذارم لخت بري بيرون......... خداييش خيلي بانمك بود
خوب ديگه برم نوار تموم شد اما حرفاي مامان با خواهرش تموم نشد بابا هم بي خيال دست به سر كردن من شد داداش كايكو هم سير شد جوجو هم با موهاي سيخ سيخ پيداش شد (فكر كنم باز يه چيزي كرده تو پريز)مينا تي ان تي هم خسته شد
نيومده رفتن كرداهي 
